دوشنبه سی و یکم تیر 1387
با احترام به خسرو شكيبايي و به دريا زدنش
مصطفي انصافي- وقتي خبر مرگ خسرو شكيبايي مثل پتك دكتر سماواتي در هامون بر سرت فرود مي آيد و نمي تواني جاخالي بدهي٬ صبر مي كني شايد خواب ديده باشي اما نه٬ خواب نيست. بغض راه نفست را مي بندد. اما اين بغض از آن ها نيست كه بروي سراغ فيلم و كتاب٬ بهش كمتر فكر كني تا يادت برود. حالا اين كه چه طور از دست بغضت فرار كني خودش مساله اي است. اين جور مواقع هر كس تريبوني داشته باشد قلم برمي دارد٬ نامه مي نويسد٬ درد دل مي كند٬ تسليت مي گويد تا بالاخره يك جوري بغضش را خالي كند. برمي گردي و پشت سرت را نگاه مي كني٬ مي بيني چه قدر خاطره داري با او...
ادامه را در سينماي ما بخوانيد.
نوشته شده توسط مصطفی انصافی در 20:44 | | لینک به این مطلب

